میشهسلام

امشب حسی واسه نوشتن نداشتم ولی خب گفتم یه سری بزنم شاید کمی حالم عوض بشه.

نمیدونم کی حالم بهتر میشه. هنوز تو حال و هواشم. اما به هیچ وجه دیگه پا پیش نمیزارم.

وقتی کاری ازم ساخته نیست چرا شروع کنم.

این شروع هم مثه همه شروع های قبلی نهایت به همین جا ختم میشه.

اون باید نگاهشو عوض کنه که اونم چنین آدمی نیست.

دیگه از همه دخترا بیزار شدمو حس میکنم همشون مثه همن. مهربونیشون فقط تا وقتیه که تصاحبت نکردن و لی بعد همه چیز عوض میشه.

یکی از دوستام همیشه میگفت تا وقتی که با ی دختر دوستی مثه اینه که باهات تخته نرد بازی میکنه ولی تا باهاش ازدواج میکنی یه شطرنج میزاره جلوت

ههههههههههههههههههی کجایی مهربونی!!!؟

دقیقا کجایی

منبع اصلی مطلب : هنوز میگم با همه فرق داشت...
برچسب ها : میشه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت :